من همیشه فکر میکردم آدمها برای شروع کردن باید چیزهای زیادی داشته باشند
سرمایه، تیم، دفتر، ارتباط و اطمینان از اینکه موفق میشوند
اما زندگی به من یاد داد گاهی هیچکدام از اینها را نداری
فقط یک چیزی داری که اگر از دستش بدهی، دیگر هیچچیز برای شروع کردن نداری: باورت
من یک برنامهنویسم
سالها پشت یک لپتاپ نشستم و چیزهایی ساختم که قبل از آن وجود نداشتند
گاهی ساعتها به یک خط کد خیره میشدم و نمیدانستم مشکل کجاست
گاهی یک پروژه شکست میخورد و گاهی چیزی که با تمام وجود ساخته بودم، آنطور که تصور میکردم پیش نمیرفت
و بعضی شبها فقط من بودم و نور صفحهی لپتاپ و یک سؤال: «واقعاً میتونم؟»
جوابش را همیشه نمیدانستم اما هر بار یک کار میکردم: ادامه میدادم
یک روز تصمیم گرفتم چیزی را شروع کنم که هیچ تضمینی برای موفقیتش وجود نداشت: SparkCoreShop
نه سرمایهی بزرگی داشتم، نه یک تیم پشت سرم بود و نه کسی آمده بود که بگوید «نگران نباش، من همهچیز را درست میکنم»
خودم بودم، یک لپتاپ و رؤیایی که شاید برای خیلیها کوچک به نظر میرسید
اما برای من کوچک نبود چون بعضی رؤیاها به اندازهی جسارتی که برای شروعشان لازم است ارزش دارند
شروع کردم به ساختن
صفحهها یکییکی شکل گرفتند و کدها نوشته شدند
اشتباه کردم، برگشتم، دوباره نوشتم، باز خراب شد و باز درستش کردم
و کمکم چیزی که فقط در ذهنم بود روی صفحهی لپتاپم شکل گرفت
آن لحظه حس عجیبی داشت مثل وقتی که مدتها کسی را در ذهنت تصور کردهای و یک روز ناگهان روبهرویت ایستاده
هنوز کامل نیست و هنوز نقص دارد اما واقعی است
بعد نوبت سختتر ماجرا رسید
محصول، پول، قیمت، موجودی، ارسال، مشتری و اعتماد
اینجا دیگر نمیشد با چند خط کد همهچیز را حل کرد
اینجا باید یاد میگرفتم چگونه چیزی را که دوست دارم طوری بسازم که دیگری هم بتواند دوستش داشته باشد
و این شاید سختترین قسمت ساختن یک رؤیا باشد اینکه چیزی را از ته قلبت بخواهی اما بدانی برای زنده ماندنش باید اعتماد آدمهای دیگری را هم به دست بیاوری
و بعد... اولین سفارش آمد
شاید برای خیلیها اتفاق بزرگی نبود
یک سفارش ساده، یک محصول، یک آدرس و یک پرداخت
اما من پشت آن سفارش چیز دیگری میدیدم
من کسی را میدیدم که نمیدانست چه شبهایی پشت این فروشگاه گذشته
نمیدانست چند بار با خودم گفتم «ولش کن» و نمیدانست چند بار به آینده شک کردم
فقط آمده بود و اعتماد کرده بود
و آن لحظه فهمیدم بعضی آدمها حتی بدون اینکه بدانند میتوانند دلیل ادامه دادن یک نفر باشند
Spark برای من همان لحظهای است که چیزی درونت روشن میشود
یک جرقه، یک فکر کوچک و یک «شاید بشه»
و Core هستهی آن چیزی است که قرار است بعدها بزرگتر شود
شاید امروز فقط یک فروشگاه باشد اما من به چیز بزرگتری فکر میکنم
به برندی که بتواند روزی فراتر از یک فروشگاه باشد
و همهچیز از همین جرقه شروع شده
و شاید زیباترین قسمت داستان، تو باشی
اگر امروز اینجا هستی و داری این متن را میخوانی شاید ندانی که حضور تو برای این داستان چه معنایی دارد
شاید تو فقط دنبال یک ماوس هستی یا یک کیبورد یا یک وسیله برای میزت و کاملاً طبیعی است
اما برای من هر سفارشی یک چیز دیگر هم هست: یک نشانه
«هنوز ارزش دارد»
«هنوز کسی هست که به چیزی که ساختی اعتماد کند»
و شاید روزی SparkCoreShop آنقدر بزرگ شود که این روزها فقط یک خاطره باشند
اما من دلم میخواهد یک چیز را هیچوقت فراموش نکنم:
همهچیز فقط یک لپتاپ بود و یک رؤیا
ما هنوز داریم ساخته میشویم و شاید همین قشنگترین قسمت باشد
اینکه هنوز پایانش را نمیدانیم
مثل دو نفری که اول یک مسیر طولانی ایستادهاند و نمیدانند آخر جاده چه چیزی منتظرشان است
اما یکی به دیگری نگاه میکند و میگوید: «بریم؟»
و دیگری فقط لبخند میزند: «بریم»
از یک جرقه
از یک «شاید بشه»
و از کسی که تصمیم گرفت تلاش کند تا بشود
SparkCoreShop
هنوز اول راهیم
SparkCoreShop فروشگاه آنلاین تجهیزات گیمینگ و کامپیوتر است
ماوس، کیبورد، هدفون و لوازم جانبی با کیفیت با قیمت منصفانه و ارسال سریع
هدف ما ساده است: تجهیز کاربران ایرانی با بهترین ابزارها
چه گیمر باشی، چه برنامهنویس و چه دانشجو، اینجا برای هر کسی یک محصول مناسب هست
ما به کیفیت محصولاتمان اهمیت میدهیم و تلاش میکنیم هر سفارش با دقت و سرعت به دست شما برسد